OTEB

دایی نصرالله هم رفت....

در راه بازگشت از کربلای معلا ، بعد از نماز صبح،در آرامش کامل.

دایی نصرالله، داییه بابام بود،پیرمرد شوخ طبع و مهربون.پاک زیست و پاک از دنیا رفت........

 

هر چی ازش بگم کم گفتم.آخه از بچگی بهش خو گرفته بودم.خیلی عزیز بود.

دایی جون باورم نمیشه که دیگه صدای خنده هات رو نمی شنوم...

مردان خدا چه با صفا می میرند

دلباخته در راه خدا می میرند

گوئی که رسیده حکم آزادیشان

خندان لب و با میل و رضا می میرند

روحت شاد

  

 

 

نوشته شده در دوشنبه نوزدهم بهمن ۱۳۸۸ساعت 21:58 توسط دكتر امید |


آخرين مطالب
» گر نگهدار او آن است که خود میداند.....
» مندلنامه
» THE IMPACT OF INTERNET ADDICTION ON DYSFUNCTION OF STUDENTS
» Drug Abuse among University Students of Rafsanjan, Iran
»
» Frequency of Suicidal Thoughts and Attempt in Pregnant Women Referred to Four Hospitals of Yazd City
» Evaluation of Dry Lips as a New Sign in Clinical Diagnosis of Acute Appendicitis in Children: A Shor
» سه مقاله ی جدید
» Tuberculosis case finding in Rafsanjan: An epidemiologic study in Iran
» Dissociative disorder induced by topiramate in an obese young woman: A case report
Design By : Pars Skin